يلدا شب زايش خورشيد ، شب ميلاد مهر ( ميترا)- شب دلداگی مهر و ماه
به نام يزدان بخشاينده
ماه آذر امسال هم زمان شد با چند مناسبت بزرگ مذهبي و ملي :
روزچهارم: شهادت امام محمد باقر(ع) – ششم : روز عرفه و شهادت حضرت مسلم – دوازدهم ولادت امام علي نقي (ع) – بيست : شهادت آیت اله دستغیب – بیست و هفتم دكتر مفتح
در اين ماه دو عيد بزرگ را نيز برگزار كرديم : 10 ذيحجه عيد قربان ؛ عيد قرباني كردن نفس انساني به فرمان حي داور به دست يك فرشته خصال - هجدهم ذيحجه عيد غدير ؛ عيد بزرگ امامت و ولايت ، روز كامل شدن دين پيامبر (ص) –
روز بیست و هفتم نیز آغاز ماه محرم الحرام – ماه خون و شهادت و ماه عزای امام حسین (ع) و یاران فداکارش می باشد . امید آن که با گرامیداشت یاد و خاطره آن مردان خدا بتوانیم بهره ی کافی از این ایام برداریم .
در آخرين شب اين ماه با يك مناسبت ملي نيز مواجه هستيم كه در ذيل اجمالاً مطالبي در اين ارتباط بيان مي شود . اميد آن كه مورد پسند واقع گردد .
يلدا شب زايش خورشيد ، شب ميلاد مهر ( ميترا)
شب«يلدا» طولانيترين شب سال است. ايرانيان اين شب را در كنار خانواده، خويشان و اقوام جشن ميگيرند و شب زندهداري ميكنند. يلدا» يكي از فراگيرترين و دوستداشتنيترين جشن ها، در ميان ايرانيان محسوب ميشود و همچون بسياري از جشنهاي ديگر، نشانه پيوند ناگسستني فرهنگ اصيل ايرانيان با جشن و شادماني است.مردم دوران كهن كه پايه ي زندگي شان بر كشاوررزي و دامداري قرار داشت ودر طول سال با سپري شدن فصول و تضادهاي طبعي خوي داشتند با گردش و كوتاهي روز و شب و جهت و حركت و قرار ستارگان آشنايي مي يافتند و فعاليت شان را براساس آن تنظيم مي كردند. .
اين جشن در ميان ايرانيان به جشن « چله» نيز معروف است؛ چرا که اين شب مصادف با شروع چله بزرگ مي باشد.به عبارت ديگر، چله بزرگ، از شب تولد خورشيد (اول ديماه) شروع و تا دهم بهمن ماه که مصادف جشن سده (چهلمين روز تولد مِهر ) است به مدت 40 روز ادامه مييابد و بهدنبال آن، چله کوچک (از آن جهت کوچك که در آن از سردي هوا کاسته ميشود) شروع و در بيستم اسفند خاتمه مييابد.
اين شب، از چنان محبوبيتي در بين مردم برخوردار است که براي آن افسانه ها و اسطوره ها ساخته اند:
در افسانه اي که به افسانه ميلاد عشق معروف است، ماه، دلداده و عاشق مِهر (خورشيد) است. ولي هر 2 سر به کار خود دارند؛ چراکه زمان کار ماه، شب است و مِهر روزها برمي آيد. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مِهر ببندد و او را ملاقات کند.اما هميشه در خواب ميماند و روز فرا ميرسد که ماه را در آن راهي نيست. سرانجام ماه تدبيري ميانديشد و ستاره اي را که هميشه کنارش است، به ياري مي خواند و عاقبت نيمه شبي، ستاره، ماه را به موقع بيدار مي کند و خبر نزديک شدن خورشيد را به او مي دهد. ماه به استقبالش ميرود و راز دل مي گويد و مِهر را از رفتن باز مي دارد. در چنين زماني است که خورشيد و ماه کار خود را فراموش کرده و عاشقي پيشه ميکنند و مِهر دير برميآيد و شب زمان طولاني تر بر آسمان و زمين باقي مي ماند و آن را يلدا مي نامند. از آن زمان، هر سال مِهر و ماه تنها يک شب به ديدار يکديگر مي رسند و در پي اين ديدار، يک شب طولاني و تاريک به نام يلدا فراگير ميشود.
يلدا در افسانه هاي قديمي و كهن به معناي ميلاد عشق است كه هر سال در " خرم روز " تكرار مي شود . هم چنين ريشه ي كلمه ي يلدا متعلق به زبان سرياني است و به معناي تولد يا ميلاد است محققان و صاحبنظران با خواندن اين شب به شب ميلاد، آن را شب ميلاد مسيح مي دانند.
هاشم رضي در کتاب گاهشماري و جشن هاي ايران باستان در اين خصوص ميآورد:اين شب را با شب ميلاد مسيح تطبيق کرده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح (نوئل) که در بيست و پنجم دسامبر تثبيت شده، برابر با تحقيق، در اصل، جشن ظهور ميترا ( مِهر) بوده که مسيحيان در سده چهارم ميلادي آن را روز تولد عيسي قرار دادند و در برخي منابع آمده است که در پي گسترش آيين مِهر پرستي(ميترائيسم) از ايران به روم و کشورهاي اروپايي، روز 21 دسامبر بهعنوان تولد ميترا، جشن گرفته مي شد (که پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباه محاسباتي به 25 دسامبر انتقال يافت) و 300 سال پس از ميلاد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مِهر را بهعنوان زاد روز عيسي پذيرفته و بهعنوان روز کريسمس و آغاز سال نو جشن گرفته شد و حتي درخت سرو و ستاره بالاي آن يادگاري از کيش مِهر است. ستاره موجود بر بالاي كاج، نشانه براي بازرگانان بود تا آنها را تا رسيدن به ميترا در غار، راهنمايي كند.
. ایرانیان پيش از آمدن زرتشت بر اين باور بودند که در چنین شبی "میترا" یا "مهر" خدای شکست ناپذیر خورشید، مهر و دوستی، نور و برابري، کنار یک رود آب از دل تخته سنگی زاده شده است.
با آمدن زرتشت، میترا خدای خورشید و نور، با اهورامزدا خدای روشنایی تداعي شد، و در ستيز با اهریمن خدای تاریکی قرار گرفت. شب یلدا یا شب زايش میترا، خدای نور نیز کماکان گرامی داشته میشد. در پیکار هميشگي بین نیروهای تاریکی و روشنایی، بزرگترین نبرد در چنین شبی رخ میدهد و در پايان روشنایی پیروز میشود؛ از این پس روز درازتر و شب کوتاهتر میشود، نیکی بر بدی و اهورامزدا بر اهریمن چیره میگردد. ایرانیان که آتش و گرما را نماد اهورامزدا، خدای نور و نیکی میدانستند در چنین شبی برون از خانههاي خود آتش روشن میکردند و در درون يكايك خانواده زیر گرماي کرسی کنار هم به شبزندهداری میپرداختند. آنان شب را با افروختن آتش و روشن کردن چراغ به بامداد میرساندند تا از این راه در نبرد خورشید با تاریکی به او کمک کرده باشند. آجیل، فندق، هندوانه و انار میخوردند و بدین گونه پایان سردی و آغاز گرمی را گرامی میداشتند. جالب اینجا است که درخت سرو یا "سرو یلدا" نیز بهعنوان سمبل ايستادگي و پایداری در برابر سرما و تاریکی، در پرستشگاههاي میترا وجود داشت و در چنین شبی از آن استفاده میشد.
نقاط گوناگون ايران، انار، آجيل و انواع خوراكيها مصرف ميشود اما هندوانه ميوهاي است كه هيچگاه از قلم نميافتد، زيرا بسياري بر اين باورند كه اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و كوچك، يعني زمستاني كه در پيش دارند، سرما و بيماري بر آنها پيروز نخواهد شد. هندوانه بهعنوان نمادي كروي كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشيد محسوب ميشود، بهعنوان مهم ترين ميوه بر سر سفره چله قرار ميگيرد.در شمال علاوه بر آجيل متداول در شب يلدا ، ميوه اي به نام " اوكنس" نيز مهمان خانه هاي گرمشان است ؛ اين ميوه همان ازگيل سفت و خام است كه در ظرف هاي آب و نمك نگهداري مي شود و موجب مي شود ازگيل پخته و نرم شود. از آيينهاي شب چله در ايران، فال با ديوان حافظ است. مردم ديوان را با نيت بهروزي و شادكامي ميگشايند و فال دل خويش را از او ميخواهند. در برخي ديگر از نقاط ايران نيز شاهنامهخواني رواج دارد.
يلدا و حافظ و فال و شاعران
آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان. اين نشاني يلداست، بلندترين شب سال. شبي كه وسعت كوچه پس كوچههايش تو را در هزارتوي رندي و طنازي يك ديوان غزل عاشقانه حافظ مسحور خاطرههايي ميكند به رنگ دانههاي انار و تو گم ميشوي در جادوي رنگي ترمه چهارگوش روي لحاف كرسي مادربزرگ و مزه مزه ميكني طعم شيرين توت و كشمش را و با خودت فكر ميكني اگر هندوانه نبود، يلدا چه بي مزه ميشد امشب.
يلدا در نخستين شب بلند زمستان، ميهمان بيتعارف همه خانههاست، يلدا ميآيد و آمدنش را هم فراموش نميكند.
به هر حال يكي از رسمهاي ماندگار اين شب، تفال( گرفتن فال) است،از ديوان خواجه راز حافظ شيرازكه در تمام ايران و حتي جهان مرسوم شده است.
مرسوم بوده براي گرفتن فال حافظ، ابتدا شعري به اين مضمون ميخوانند: اي حافظ شيرازي تو كاشف هر رازي، تو را به شراب طهوري كه نوشيدي بگو رازم و بعدكتاب را بازكرده اگر ابتداي غزل بود ميخوانند و اگر نه،يك برگ به عقب رفته،از ابتداي غزل ميخوانند.دو بيت از غزل بعدي نيز شاهد فال است.
يلدا دختر شبهاي ايراني. شب شاعران، است. سياهي آن استعارهاي است از زلف يار و تاريك و طولاني بودنش، درازاي و سياهي شب هجران يار! شب يلدا به شكلي ديگر نيز شب شاعران است. شبي است كه بعد از آن آفتاب بيشتر و بيشتر بروز ميكند. آخرين شب تركتازي تاريكي است. از اين شب است كه مهرروشنايي بر روز تاريكي فائق مي آيد و شب ها كوتاه ميشوند. اين مفهوم نيز استعارهاي است براي ذهن شاعر . خسرو موسوي، كارشناس مطالعات مردمشناسي در اين باره ميگويد:
در منابع مختلف آمده است كه يلدا برگرفته از واژهاي سرياني است و معناي آن "ميلاد" است؛ چرا كه برخي معتقدند كه مسيح(ع) در چنين شبي به دنيا آمده است. ايرانيان باستان اين شب را شب تولد الهه مهر"ميترا" ميدانستند و به همين دليل آن را جشن ميگرفتند، گرد آتش جمع ميشدند و شادي ميكردند.آن گاه سفرهاي رنگين ميگستردند و "ميزد" نثار ميكردند. موسوي درباره خوراكيهاي مردم آن زمان در شبيلدا، مي گويد:
-"ميزد" نذري يا وليمهاي بود غير نوشيدني، مانند گوشت و نان و شيريني و حلوا. در آيين ايرانيان باستان براي هر مراسم جشن و سرور آييني، خواني ميگستردند كه بر آن، افزون بر آلات و ادوات نيايش مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غيره، فرآوردههاي خوردني فصل و خوردنيهاي متنوع، برسفره جشن مينهادند. ايرانيان قديم، در شب يلدا انار و هندوانه ميخوردند. سرخي اين دو ميوه نمادي از سرخي و آتشگونگي خورشيد بود..
آداب و رسوم
كارشناس مطالعات مردمشناسي، رسم قاشق زني را از ديگر رسوم جالب اين شب مي داند و ميگويد:- در اين شب بچهها در حالي كه صورتك ميآويختند، مقابل در خانه همسايگان قاشق بر قابلمه ميكوبيدند تا صاحبخانه مشتي آجيل آنها را مهمان كند. دختران دمبخت هم براي باز شدن بخت خود، فالگوش ميايستادند و پسران براي نامزدهاي شان هديه ميفرستادند. جشن يلدا در ايران امروز نيز با گردهم آمدن و شبنشيني اعضاي خانواده و اقوام در كنار يكديگر برگزار ميشود. متلگويي كه نوعي شعرخواني و داستانخواني است، در قديم اجرا مي شده است؛ به اين صورت كه خانوادهها در اين شب گردهم ميآمدند و پيرترها براي همه قصه تعريف ميكردند. موسوي با اشاره به اينكه آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار و شيريني و ميوههاي گوناگون است، ادامه ميدهد:- اين خوراكيها همه شكلي نمادين دارند و نشانه بركت، تندرستي، فراواني و شادكامي هستند. اين ميوهها كه اكثرا دانههاي زيادي دارند، نماد بركتخيزي و زايش زياد نيز هستند. در اين شب، گرفتن فال از لسانالغيب نيز مرسوم است. در گذشته، حاضران در مهماني، با انتخاب و شكستن گردويي، از روي پوكي و يا پر بودن آن، فال ميگرفتند.شب يلدا، در هر شكل و در هر زماني، بهانه خوبي براي پيوند دوباره اعضاي خانواده و خويشان دور و نزديك است. رسمي كه ريشه در باورهاي كهن ايرانيان دارد و به نوعي، نشانگر اهميت گرم نگاه داشتن كانون خانواده است. در اين شب ايرانيان و بسياري از اقوام متعلق به ايران باستان، درازترين شب سال را دور هم جشن ميگيرند و به استقبال زمستان ميروند.در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است.. از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد و آنرا گرامی و فرخنده میداشتند. در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمههای آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكیهای فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.
بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد.
امروزه میتوان تولد خورشید را آن گونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشها(مثل كتاب : نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا به گونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید به گونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود.
هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار میشود ساخت اين بنا به طور سنتي به اردشير اول يا اردشير پاپكان در دوره يساساني باز مي گردد . برخي آن را مربوط به اواخر اشكاني نيز مي دانند.
كريسمس همان شب چله است
دكتر ميرجلالالدين كزازي در همايشي به نام «كاوشي در شب چله» بيان داشته :.
ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزهاي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي، گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر ميكشاند و دعوت ميكرد. هنوز هم نيايشهاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو "يوليانوس" » در اين نيايش، خدا را پدر مينامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان، سالهاي بسيار، تولد مهر و شب چله را جشن ميگرفتند و آن را آغاز سال ميدانستند.
حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشنها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ، اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانة تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر.ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقرهاي و طلايي ميآراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزئين كردند. مهر از دوشيزة با كرهاي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد يكي ديگر از وامگيريهاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است.Sunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود.
منابع :
پرهيزگار ، ماريً ، يلدا جشن زايش خورشيد ، ضميمه روزنامه اطلاعات چهارشنبه 30 آذر 84 ، شماره 23522 ، صص1 و 5
تبريزي ، سجاد ، يلدا شب گرم خانواده هاي ايراني ، اطلاعات 29 آذر 86 ، ص5
جوهري ، مرتضي ، تقويم آفتابي ، اطلاعات يكشنبه 15 ارديبهشت 87 ضميمه
حسن زاده ، آمنه ، جشن ميلاد مهر و دوستي ، همشهري 29 آذر 86
دهخدا ، علي اكبر ، لغت نامه ، ذيا واژه ي " يلدا"
روح الاميني ، محمود، روزنامه اطلاعات ، 29 آذر 85 ، ص6
مافي ، كامليا ، راز ماه مهر ، ايران زمين ( ضميمه مازندران روزنامه ايران ) ، 5 شنبه 29 آذر 86
سايت ها و وبلاگ ها
8-http://www.hamshahrionline.ir 9-http://iranfara.blogfa.com
10-http://www.ettelaat.com 11-http://site.zendehrood.com
http://www.ghatreh.com/news12-
گردآورند : حسن غنيمتي